تبليغاتX
ماهی

هوای بی هوایی

امروز هواسم نبود،معذرت می خواهم.شاید هم حواسم بود!باز هم معذرت می خواهم ،چه کنم هوای بی هوایی ،حواس برای آدم نمی گذارد!  
امروز حواسم نبود که نباید هواسم باشد!به جای سلام خداحافظی کردم و موقع خداحافظی... تازه سلام!
امروز حواس نداشتم شاید تقصیر هواس!شاید هم تقصیر من است.
به هر حال معذرت می خواهم چرا که غرق شده بودم در وسعت تنگ بی هوایی و در حضور بی حضور...
امروز نه حواس داشتم نه هوا!

!! نوشته شده توسط ماهی خانوم! | 16:9 | دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384 •

انقلاب، ساعت 5 عصر

اکبر گنجی ــ اعتصاب غذا ــ اعتراض ــ شایعه ــ مرگ ــ میدان انقلاب ــ دانشگاه ـــ ساعت ۵ عصر ــ پلیس! ــ فریاد ــ باتوم ــ پیاده روهای خاکی ــ فرار ــ شعار ــمتفرق شید! ــ شیرجه در مغازه ــ دوربین ها ــ گاز اشک آور ــ گرمای کشنده ــ  گروه ضربت ــ وحشت ــ کرکره های کشیده ــ خیابان های کثیف ــ انقلاب  ؟ــ کتک ــ روسری افتاده ــ کبودی ــ ترس ــ«هیچکی نمی دونه اینجا چه خبره...!» ــ ترافیک ــ تشنگی ــ اتوبوس های خالی ــ دانشجو ــ آزادی ــ گروه فشار ــ پیراهن های مشکی ــ ذهن های تاریک ــ خبر ــ دوام ــ « کاش فقط ده هزار نفر ...» ــ سرزمین من ــ همبستگی ــ هخا؟ ــ جریان مردم ــ آب ــ سیاسی ــ پسر کوچولو ــ تفنگ اسباب بازی ــ بی خبری ــ نصیحت ــ هراس ــ من فقط برای خریدکتاب اومدم ــ هنجار اجتماعی ــ من کی هستم؟ ــ تجمع ــ باز اعتراض ــ بچه ها ــ امید ــ دموکراسی ــ فرهنگ ــ من ــ تو ــ ما ــ ما؟ ــ بی ما؟ــ تنها؟ ــ اینجا کجاست؟      

!! نوشته شده توسط ماهی خانوم! | 15:18 | چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384 •

سلام...

این اولین یادداشت من است. یکی از بچه های دانشگاه مسبب به وجود آمدن این وبلاگ شد.

!! نوشته شده توسط ماهی خانوم! | 11:53 | چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384 •

RSS